04 آذر 1394 منتشرشده در گفت‌وگو نوشته شده توسط 

مصاحبه با دكتر علی سلاجقه

این مورد را ارزیابی کنید
(0 رای‌ها)

دكتر علی سلاجقه استاد دانشگاه تهران، رئیس پردیس کشاورزی و منابع طبیعی دانشگاه تهران و مسئول اتحادیه انجمن های علمی منابع طبیعی و محیط زیست کشور مي‌باشد. از جمله سوابق اجرایی ایشان می توان به معاون وزیر و ریاست سازمان جنگل ها مراتع و آبخیزداری کشور، رئیس دانشکده منابع طبیعی دانشگاه تهران، مدیرکل دفتر مشارکت های مردمی و مدیر کل دفتر اقتصاد سازمان حفاظت محیط زیست کشور ، دبیر کمیته ملی توسعه پایدار کشور و رئیس انجمن آبخیزداری ایران اشاره کرد.

در اينجا توجه شما را به متن گفتگو با دكتر علی سلاجقه جلب مي‌نماييم:

 نظر شما درباره ادغام دو سازمان حفاظت محیط زیست و سازمان جنگل‌ها، مراتع و آبخیزداری چیست:

این بحث موافقین و مخالفین زیادی دارد اما نظر بنده این است که محیط­ زیست و منابع طبیعی یک واژه و مفهوم واحد هستند و هیچ مغایرتی با هم ندارند. در واقعیت این دو سازمان مأموریت واحدی دارند و با توجه به جایگاهی که محیط زیست و منابع طبیعی چه در فاز اجرا و چه در فاز علمی دارند، نمی توان تفکیکی بین آنها قائل شد، اما در جامعه به این دو اصطلاح شناخته می شوند. اگر توجه کنید از نظر علمی کلا رشته محیط زیست فقط در دانشکده های منابع طبیعی ایجاد شد. اما توجیهی که در رابطه با تفکیک این دو سازمان بیان می شود این است که یکی از آنها می گوید نقش نظارتی دارم و دیگری می گوید نقش اجرا را دارم. می توان گفت کاری که در عمل انجام می شود و اهداف تعریف شده برای این دو سازمان یکی است و شاید تنها تفاوت این دو در حال حاضر اجرا ی برخی فعالیت های ترمیمی طبیعت (بیولوژی، سازه ایی و مدیریتی) در جهت حفاظت (به عنوان وظیفه قانونی و اصلی هر دو دستگاه) است که در سازمان جنگل ها، مراتع و آبخیزداری انجام می شود، اما به لحاظ ذاتی و علمی هیچ تفاوتی بین آنها وجود ندارد. ما در کشور نیاز به سمبول نداریم بلکه نیازمند یک دستگاه قوی هستیم تا با برنامه های قوی وارد کار شود. محیط زیست کشور جایگاه سمبولیک نیست که یک خانم را به عنوان رئیس بگذاریم که برای بیان ارزش و جایگاه زنان از آن استفاده کنیم و بگوییم یک خانم را در حد معاون رئیس جمهور وارد کار امورات اجرایی کشور رده­ایم. سازمان محیط زیست یک سازمان فانتزی نیست، بلکه یک سازمان نظارتی بسیار قوی است و بر همه دستگاه های کشور می توانند اشراف داشته باشد. به نظر بنده منابع طبیعی و محیط زیست کشور باید یکپارچه شود و نقش خود را به نحو مطلوبی ایفا کند. از طرفی سازمان منابع طبیعی کشور سرمایه دارترین مجموعه کشور هست (چون قریب به 85 درصد وسعت کشور را مدیریت می کند ) ولی فقیر ترین مجموعه کشور نیز هست و این تضادهای فاحش حتما زمینه سوئ استفاده هایی را فراهم می نماید.امیدوارم هر چه سریعتر و با حذف هر گونه منافع شخصی و یا دستگاهی و صرفا برای خدمت رسانی شایسته به کشور و آیندگان این ادغام هر چه سریعتر بصورت کارشناسی انجام پذیرد.

 

فکر می کنید چه میزان از مطالبات حضرت آقا در دیدار اسفند 93 با مسئولین منابع طبیعی و محیط زیست کشور تحقق پیدا کرده است:

من ابتدا عرض کنم، فکر می کنم اگر تشکیلات منابع طبیعی و محیط زیست کشور زیر نظر مستقیم ولی فقیه مدیریت شوند دستاوردهای ارزنده ایی در زمینه حفظ و پایداری سرزمین نصیب کشور خواهد شد. انفال جایگاهی ولایی دارد و رهبری به خوبی به مسائل محیط زیستی و منابع طبیعی اشاره کردند؛ هرکدام از مطالبی که ایشان فرمودند سرفصل هایی است که زمینه را برای برداشتن گام های بسیار بزرگ فراهم می کند. به نظر بنده مسئولین منابع طبیعی و محیط زیست کشور می توانستند از صحبت های آقا بویژه در زمینه فرهنگی به نحو احسن استفاده کنند. اما اینکه چند درصد از منویات حضرت آقا اجرایی شده است چون بنده در دستگاه اجرایی نیستم، نمی توانم در این زمینه پاسخگو باشم. اما به عنوان یک ناظر باید بگویم که بسیاری از کارهای زیر بنایی به انجام نرسیده است. در واقع مسائلی که ایشان می فرمایند راهگشای بسیاری از مسائل دیگر است ولی متأسفانه شاید کشور در حوزه حیات پایدار انسان مسائل دیگری دارد که از ریزگردها،کم آبی، تغییر اقلیم و غیره مهم­تر است. بهتر است این مسائل را از دولتی­ها سوال کنید.

 

چه راهکار مدیریتی برای حفظ آب و خاک و بهبود وضعیت آبخیزداری کشور پیشنهاد می­ کنید:

آبخیزداری را می­توان به نوعی همزیستی مسالمت آمیز با طبیعت تعبیر کرد. اگر به زیر ساخت های اکثر کشورهای پیشرفته توجه کنید، خواهید دید که از آبخیزداری برای پایدار کردن طبیعت استفاده کرده­اند. چارچوب اصلی حیات که شامل آب، خاک، پوشش گیاهی و هوا است را به درستی در جهت رفاه مردم مدیریت کرده­اند. در واقع آبخیزداری استفاده صحیح از قطره قطره بارش و تنظیم و مدیریت صحیح رواناب ها جهت ایجاد طبیعتی پایدار است. با این کار ما با حداقل هزینه، حداکثر سود را بدست می آوریم. اگر بخواهم مثالی در این رابطه بزنم باید بگویم که در سال 89، قانون افزایش بهره وری، وزارت نیرو و بخش آبخیزداری کشور را موظف کرد که 15 درصد رواناب های کشور را مدیریت کنند. یعنی هفت و نیم درصد رواناب های کشور را وزارت نیرو و هفت و نیم درصد را آبخیزداری مدیریت کند. حالا اگر برویم و اعتباراتی که به این دو دستگاه اختصاص داده شده است را مقایسه کنید به نکات جالبی خواهیم رسید. به عنوان مثال به وزارت نیرو اگر 3000 میلیارد تومان داده شود به آبخیزداری 300 میلیارد هم داده نشده است. یعنی یک دهم هم داده نمی شود. اما هر دو  باید هفت و نیم درصد را مدیریت کنند. یعنی آیا مثلا هفت و نیم درصد آبی که وزارت نیرو با روش های بسیار هزینه بر و بعضا در تعارض با محیط زیست و فرهنگ مردم بدست می اورد با هفت و نیم درصد آبی که توسط آبخیزداری و با حداقل هزینه  و تاثیرات مثبت زیست محیطی  و با حداقل دست کاری در طبیعت بدست می اورد از نظر کیفیت و کمیت متفاوت است که هزینه یک متر مکعب آب استحصالی در وزارت نیرو چندین برابر نسبت به آب استحصالی آبخیزداری در حساب و کتاب ها وارد می شود.دلیل اصلی این امر استفاده از سازه های بزرگ و پر هزینه و ناسازگار با طبیعت است. در وزارت نیرو به اینکه کار اجرا شده مطابق با طبیعت هست یا نیست اهمیت داده نمی شود، اما در آبخیزداری سعی بر هماهنگی با طبیعت است. در آبخیزداری از طبیعت به سد می رسیم  ولی در سایر دستگاه ها بر عکس.

بنابراین آن­ها چون از سازه های بزرگ استفاده می­ کنند و می­ گویند این­ها از محورهای توسعه است اعتبارات بیشتری دریافت می­ کنند. اما در جواب باید گفت که محور توسعه در اینجا آب و انسان هستند و آبخیزداری با حداقل هزینه و هماهنگ با طبیعت این کار را انجام می­دهد. در واقع با حداقل هزینه و با ساده ترین روش هایی که با طبیعت همگام هستند و مردم نتیجه مستقیم آن را بر زندگی خود می­بینند می­توان به بهترین نحو اقدام نمود. در واقع این کار معیشت پایدار و طبیعت پایدار ایجاد می­کند. اما در مقابل سدی زده می­شود به ارتفاع 120 متر که مشکلاتی مانند هزینه بالای ساخت و از طرفی زیر آب رفتن منطقه و میکروکلیما را خواهیم داشت و یا محدودیت­هایی در بهره برداری وجود دارد، مثلا اینکه آب سد باید به حدی برسد که بتوان دریچه های سد را باز کرد. مسائل آبخیزداری به صورتی است که اگر به آبخیزداری کشور بها داده شود و مدیریت جامع حوزه آبخیز اتفاق بیفتد، بسیاری از مسائل در این زمینه حل می­شود و لازمه­ی آن شناخت درست طبیعت است که بر اساس ارزیابی توان صورت می­گیرد. با طبیعت بایستی قانونمند و همگام رفتار کرد و در هر شرایطی هارمونی طبیعت بایست حفظ شود.

بنده اعتقاد دارم اگر بخواهیم کشور به جایی برسد که منابع طبیعی و محیط زیست پایدار و در نتیجه اشتغال و معیشت پایدار داشته باشیم، باید مدیریت جامع حوزه آبخیز به عنوان یک استراتژی کلان و راهبردی برای کشور برای همیشه پذیرفته و اجرایی شود. ما نمی توانیم به طبیعت تک بعدی نگاه کنیم. هم اکنون در وزارت نیرو دیدگاهی مبنی برمدیریت یکپارچه منابع آب مطرح است. نمی توان این کار را بدون نگاه به کاربری اراضی در حوزه آبخیز به کار برد. نمی توان بدون شناخت جنس سنگ و یا پوشش گیاهی، خاک و... کار کرد. مدیریت جامع حوزه آبخیز است که همه این ها را می­بیند. نمونه های  عینی اشتباهات صورت گرفته را می توان در سد گتوند و سد شفارود مشاهده کرد.

یکی از بحث های مدیریت جامع حوضه آبخیز همین است. ما آب را از نوک قله تا چاله های ایران مرکزی همراه با همه اجزاء طبیعت و انسان و حیوان و...مدیریت می­کنیم و بعد از اینکه در حوضه آبخیز همه کارها در ابعاد معیشت ،فرهنگ و امور اجتماعی برطرف شد، در نهایت یک سازه ساخته می­شود تا آب مازاد برای مصارف مختلف مانند برق آبی استفاده شود. حالا شما فرض کنید اعتباراتی که به بخش آب وزارت نیرو داده می­شود یک سال در اختیار آبخیزداری قرار گیرد، مطمئن باشید هم سرزمین بنحو مطلوب مدیریت می شود و هم آب مکفی برای مصارف مختلف انسان ، طبیعت ، حیات وحش و.... تولید خواهد شد. حوزه های آبخیز مولدهای اصلی و همیشگی آب هستند.ما به استحصال، انتقال ، توزیع، مصرف و بازچرخانی توجه ویژه داریم و لی به بخش تولید که اساس کار است و آن نیز فقط حوزه های آبخیز هستند اندک توجه و این یعنی تضاد یعنی مدیریت ناصحیح، یعنی هرز رفتن منابع و...هزینه کل آبخیزداری کشور بخش ناچیزی از هزینه­ای است که به ساخت یک سد اختصاص داده می­شود ، اما تاثیرگذاری که عملکرد ناشی از همان مقدار کم درزمینه های مختلف اجتماعی، سیاسی و اقتصادی دارددر کشور دارد بسیار بالا و پایدار می باشد.

 

نظرتان درباره ی وضعیت کنونی زاگرس چیست:

زاگرس یک مسئله ملی و فرابخشی است. من ریشه آن را در مسائل اقلیمی و کمبود بارش می دانم. این عامل زمینه مسائلی مانند تنش و بیماری را ایجاد کرده است. تغییر اقلیم در حال ایجاد یک دگردیسی در طبیعت است. علت اصلی این است که ما هنوز مدیریت منابع آب را بلد نیستیم. بلوط زاگرس درخت ماندگار و با دوامی است؛ اما منطقه زاگرس، منطقه کارستی است و غالبا شامل آهک و دولومیت است. کارست، عکس العمل هیدرولیکی سریعی دارد، یعنی وقتی باران می بارد آب را سریعاً به تحت الارض انتقال داده که در قالب رودخانه و چشمه وغیره تخلیه می شود. وقتی بارش در منطقه نباشد، آب در دسترس ریشه نمی ماند. درنتیجه کم­کم بنیه درخت ضعیف می شود و کوچک ترین بیماری آن را ازبین می برد. جالب اینجاست که این اتفاق در منطقه ای اتفاق افتاده است که در حدود 30 درصد آب کشور را تامین می کرد. زاگرس نقش اساسی در تولید آب کشور داشته است. با کمبود بارش کم­کم فضای منطقه در حال تغییر و عریان شدن است. تغییرات اقلیمی در کوتاه مدت و درازمدت تغییر در فون و فلور منطقه را ایجاد می کند که این مسئله در زندگی انسان نیز تأثیر خواهد داشت. این تأثیر خود را در زمینه های مختلف فرهنگی، اجتماعی و اقتصادی بروز می دهد. اگر ما به علمی کار کردن در کشور اعتقاد داشتیم، 20 سال قبل این مسائل را پیش بینی می­کردیم. با استفاده از پیش­بینی های علمی سعی بر این است که آمادگی لازم برای مواجهه با احتمالات آینده بوجود آید. در دنیا بر روی احتمالات بسیار کار شده است و بسیاری از آنها به نتیجه رسیده است. امروز مسئولین باید به این مسئله اعتقاد پیدا کنند. ما باید به دنبال برنامه ای برای احیای زاگرس، متناسب با وضعیت آن باشیم و شرایط را به نحو مطلوب مدیریت کنیم و این صرفا در قالب مدیریت جامع حوزه آبخیز میسر است و لاغیر.

 

در مورد طرح نکاشت که توسط برخی مسئولین مطرح شده است، چه نظری دارید:

ما گاهی اوقات بجای حل کردن مشکلات، صورت ­مسئله را پاک می­کنیم. کشوری که بخواهد استقلال خود را حفظ کند، نمی­تواند بر این ­اساس عمل کند. اگر بخواهیم حرفی در جهان امروز و فردا برای گفتن داشته باشیم، در ابتدا باید بعضی از نیازهای اساسی خود را تامین کنیم. بویژه با توجه به فعالیت دشمن در جهت ضربه زدن به کشور و موضوع پدافند غیر عامل، نمی توان امنیت غذایی را مخدوش کرد و این بدین معنی نیست که مراوده­ای با کسی نداشته باشیم، بلکه باید از ظرفیت های صادراتی و وارداتی به نحو احسن استفاده شود. اما درباره بعضی از مسائل باید به فکر باشیم چرا که نمی توان به دنیای خارج اعتماد داشت. بهتر است به جای دادن این ایده­ها به فکر این باشیم که چه بکاریم، چه میزان بکاریم و کجا بکاریم. در واقع ما نیازمندیم نقشه الگوی کشت برای کشور هستیم. در این صورت است که آب بجا مصرف و محصول بجا کاشته می­شود. ولی چون نقشه ای نداریم و بجای اینکه یک نقشه مدون و علمی برای کشور در نظر بگیریم که مبتنی بر الگوهای بومی خودمان و براساس دانش روز باشد، می گویند نکاریم! تا امروز عدم استفاده از چنین طرح ها و نقشه­هایی باعث خسارت های بسیاری شده است. اگر امروز می­گویند که آب آنقدر کم شده که باید کشاورزی را متوقف کنیم باید بگوییم که امروزه در جهان از بخار آب برای کشت استفاده می­کنند. قرار نیست به روش سنتی کار کنیم. بحران اصلی در کشور ما بحران مدیریت آب است.

 

به نظر شما کدام قسمت از محیط زیست باید امروز در اولویت قرار بگیرند و کدام بخش مورد غفلت قرار گرفته است:

اولویت های اول درواقع مربوط به مسائلی ملموسی است که مردم با آنها درگیرند، برای مثال می­توان به ریزگردها، کمبود آب، تغییر اقلیم، خشکی جنگل هاو .... اشاره کرد.

مثلا درباره ریزگردها، کانون های فعال داخلی بسیاری در سال های اخیر  در کشور شکل گرفته است که آسیب هایی زیادی به­ویژه در دراز مدت خواهند داشت. اعتقاد بنده این است که زیر ساخت اساسی انجام و حل مسائل محیط زیست و منابع طبیعی در ابتدا فرهنگ سازی در مسئولین است. اگر این فرهنگ وجود داشت امروزه شاهد ساخت و سازها و کوه خواری های با مجوز نبودیم. باید اعتقاد به اهمیت منابع طبیعی در مسئولین بوجود آید. حضرت اقا فرمودند که مسئله منابع طبیعی مسئله تجملاتی نیست، بلکه یک مسئله حیاتی و درجه اول است. مسئولین باید به این مسئله اعتقاد پیدا کنند.

 

چه خلأهای قانونی در منابع طبیعی و محیط زیست می­ بینید و چه راهکارهایی پیشنهاد می ­کنید :

یکی از ضعف های اساسی در منابع طبیعی و محیط زیست کشور بحث های قانونی است. امروزه در منابع طبیعی و محیط زیست تناقض های قانونی بسیاری وجود دارد. بزرگترین دفترچه قانونی کشور در منابع طبیعی است و عجیب ترین کتاب­های قانون کشور را تشکیل می­دهند. خیلی از قوانین به روز نشده است و این مسئله شرایط را برای گریز قانونی فراهم می کند. مسئله دیگر انباشت قوانین و در عین حال خلأ قانونی است. در خیلی از بخش های کشور قوانین بسیار قدیمی هستند. اگرتنقیح قوانین صورت گیرد بسیاری از مسائل حل می­شود.

در خاتمه امیدوارم بحث­ها درباره منابع طبیعی و محیط زیست بدون حب و بغض و برای رضای خدا و در جهت مدیریت هرچه بهتر آن باشد.

بازدید 3789 بار
آخرین ویرایش در چهارشنبه, 04 آذر 1394 ساعت 07:15

ارتباط با ما

آدرس

ایران - تهران - دانشگاه علم و صنعت - دفتر مرکز پژوهش و فناوری علم و توسعه.

تلفن و فکس

77240664 - 021

021 - 77240667

ایمیل

این آدرس ایمیل توسط spambots حفاظت می شود. برای دیدن شما نیاز به جاوا اسکریپت دارید