26 مهر 1394 منتشرشده در مقالات نوشته شده توسط 

دانش بومي بیابان نشینان، بالاترین پتانسیل حفظ آن

این مورد را ارزیابی کنید
(0 رای‌ها)

چکيده

برخورداری مناطق روستایی از دانش بومی که حاصل از روابط میان جامعه روستایی و منابع طبیعی می باشد سبب به وجود آمدن فرهنگ و ارزش ها ی اجتماعی در میان روستاییان می باشد. دانش بومی در ارتباط با مناطق خشک در اثر ارتباط مداوم انسان با بیابان شکل گرفته است. توجه به این میراث کهن در برنامه ریزی ها و بهره بردای ها بایستی لازمه فعالیت قرار گیرد. این موضوع سبب ایجاد همبستگی میان روستاییان می شود و در عین بهره بری از سرمایه های الهی سبب حفظ این میراث برای آیندگان می شود. مردمان بیابان نشین با تمام وجود در مراحل مختلف زندگی ارزش دانش بومی را احساس می کنند. در هر یک از روستاهایی که  تاکنون این سرمایه به خوبی حفظ شده است، شاهد پایداری بیشتر آن مناطق هستیم. در برنامه ریزی ها به این نکته که برنامه ریزی سودمند زمانی به نتیجه می رسد که همگام با مشارکت مردمی و هم سو با طبیعت و با توجه به دانش بومی در کنار دانش نوین باشد، بایستی توجه گردد.

 

مقدمه

بیابان نشینان همگام با زندگی در دل طبیعت با شرایط سخت طبیعی سر وکار دارند و لازم می دانند برای این که بتوانند در کنار این طبیعت زیبا زندگی کنند و در عین حال از این طبیعت زیبا سود برند، دانشی را در برگیرند که بتوانند در حین سود بری از طبیعت زیبا کمترین آسیب را بر آن وارد نمایند که این دانش با توجه به محیط هر منطقه و روابط اجتماعی میان مردمان هر منطقه و شیوه ی فعالیت آنها در زمینه ی گله داری و شرایط زندگی در هرمنطقه ای نسبت به منطقه ای دیگر متفاوت می باشد.

دانش بومی به دانشی اطلاق می شود که مدتی طولانی تکامل یافته و از نسلی به نسل دیگر به شکل موروثی منتقل شده باشد.(تالاوسینگ1994).

در واقع اين دانش را نوعي دانش مقدس معرفي مي نمايد که از تلفيق فرهنگ و منابع طبيعي و به طور کلي محيط فيزيکي، دانش بومي شکل مي گيرد و اين دانش تفاوت زيادي با دانش رسمي داشته که يکي از مهم ترين تفاوت هاي آن سازگاري آن با محيط زيست است.( Ghorbani et al 2011، Bharara 1999 ، Gemedo-Dalle et al.   2006). در واقع این دانش بومی که نسل به نسل و سینه به سینه در بین مردمان روستا انتقال یافته است، طیفی وسیع از آرزوها و ارزش های روستاییان را در بر می­گیرد و این دانش در رهگذر تاریخچه های فرهنگی و اجتماعی ـ اقتصادی که مردم با آن سرکار دارند، شکل گرفته است. در واقع می توان گفت که دانش بومی تنها مربوط به افراد خاصی نیست، بلکه دانشی همه گیر میان مردمان هر منطقه،اعم از مرد و زن ،کودک و سالخورده و... می باشد و این دانش عجین با فرهنگ منطقه می باشد. دانش بومی بر اثر تجارب و آزمایش ها و مشاهدات دقیق مردمان هر منطقه در حین زندگی و مواجه شدن با مسائل مختلف طبیعی ایجاد شده است که روز به روز بر اثر افزایش تجارب در مسیر زندگی بر آن افزوده شده است. دانش بومی دارای ارزش های بسیاری می باشد و لذا باید قدر آن را دانست و با شناخت دقیق و انتقال و ثبت آن برای آگاهی به عموم، در حفظ این تجربیات چندین ساله کوشا باشیم و بدانیم که این دانش همواره همگام و سازگار با طبیعت بوده است. استفاده از دانش بومی در جنبه های مختلف زندگی روستاییان در تعامل بین مردم و محیط طبیعی به چشم می خورد که در هر منطقه برای زندگی با شرایط آن منطقه واژه ها و گفتار ها و عملکرد های خاصی را به کار می برند که به مرور زمان بر اثر آزمون خطاهای متعدد و تجربیات نسل های بسیار به وجود آمده اند. بر این اساس تجربیات و دانش های محلی تحت عنوان دانش بومی استوار است. بدین معنی که لااقل ابزار و شیوه های  بهره برداری طی سالیان دراز بر اساس ساختار بوم شناختی منطقه تکامل یافته و از این رو هرگز نمی توان بدون توجه به این مسائل و فقط بر اساس فناوری های نوین برنامه ریزی کرد. بلکه باید بیش از دانش نو و رسمی از دانش بومی حاصل از تجربه ی نسل ها زندگی در منطقه نیز بهره جوییم. در مناطق بیابانی کشور نیز بر اساس شرایط خاص آب و هوایی مردمان این مناطق همگام با طبیعت به منظور این که در حین بهره جویی، سازگاری و سلامت طبیعت را در نظر می گیرند و بر این اساس بر اثر گذر زمان در میان مناطق مختلف به دنبال تعامل میان طبیعت و مردم و همگام با فرهنگ موجود در میان مردم مناطق بیابانی دانش و واژه هایی که نماد از فرهنگ و تجربیات نسل های گذشته ی این مردمان است و نسل به نسل منتقل شده است و در اختیار ما قرار گرفته است. دانش بومی در جنبه ی دامداری و گله داری نیز یکی از موضوعات مهمی است که مردمان مناطق مختلف بسته به شرایط اقلیمی و نحوه ی زندگی و تجربیات نسل ها به وجود آمده است و واژه هایی نیز در این جنبه ایجاد شده است که نماد دانش بومی هر منطقه می باشد که این واژه ها با فرهنگ مردم هر منطقه عجین شده است. با توجه به این که دامداری اقتصاد عمده عشایر و اقتصاد درجه دوم غالب روستاهای ایران است و لذا پس از کشاورزی بیشترین حجم و انواع یاریگری و مشارکت در پیرامون آن شکل گرفته و نهادینه شده است(فرهادی،1385).

لازم است با دانش بومی در این باره نیز آشنا بود و به منظور بهره برداری متناسب با طبیعت این دانش را که حاصل تجربیات نسل ها می باشد اتخاذ گردد. براي بقاي خود لازم دانستن از طريق آزمون و خطا و مشاهدات و.... به تجاربي ارزشمند دست يافتند که امروزه از آنها با نام دانش بومي ياد ميکنيم.(قرباني، 1389).

با بهره جویی از این دانش می توان همانند نسل های گذشته منابع را به بهترین شکل ممکن حفظ کرد و در اختیار نسل های آتی قرار داد.

 

مواد و روشها

این تحقیق از نظر هدف، کاربردی و از نظر روش کار، توصیفی تحلیلی است. اطلاعات و مواد اولیه مورد نیاز با بهره گیری از روش کتابخانه ای و الکترونیکی مرتبط در مجلات و سایت های پژوهشی داخلی و خارجی در زمینه پتانسیل های بالقوه و بالفعل بیابان های ایران جمع آوری شد. در این پژوهش، با مطالعه تحقیقات و مستندات پیشین در بخش ها و حوزه های گوناگون جهان و ایران به مطالعه موضوع پتانسیل های بیان ها پرداخته شد.

 

نتایج

  • فرهنگ دامداری و روش های گله داری در مدیریت گله

روستاییانی که در نقاط مختلف ایران به دامداری می‌پردازند، متناسب با نوع مرتع موجود، شیوه‌های گوناگونی را برای بهره‌ برداری اتخاذ کرده‌اند. این شیوه‌ها روابط تکنیکی و انسانی را در بهره‌برداری از مراتع شامل می‌شود و در مجموع یک نظام بهره‌برداری از مراتع را شکل می‌دهد. منظور از نظام بهره‌برداری عبارت است از عوامل مختلف اجتماعی،فرهنگی،اقتصادی و تکنیکی که در جهت به دست آوردن حداکثر بازدهی با هم ارتباط سیستماتیک داشته باشند.(پاپلی و خانیکی،1365).

 

  • بهره برداری از محصولات دامداری

در این مناطق از محصولات حاصل از  دام های خود  از قبیل پوست،گوشت، شیر، پشم استفاده می نمایند. در ضمن قرض دادن شیر به دیگران معمول است. به این دلیل که سریعتر بتوانند ماست یا کشک تهیه کنند. از شیر محصولات متعددی به روش های متعدد که هرکدام اسامی متفاوت دارد تهیه می شود. در خرداد ماه پشم گوسفندان را با قیچی های بزرگ می چینند(قربانی،1389).

 

  • دانش بومی نهفته در معماری سکونتگاههای روستایی

معماری‌ عبارت‌ است‌ از بهره‌گیری‌ از‌ طبیعت‌ در جهت‌ ایجاد فضاهای‌ متناسب‌ با نیازهای‌ انسان.‌ نوع‌ معماری ها‌ حاصل‌ مبارزه‌ و تقابل‌ انسان‌ با طبیعت‌ سخت‌ و خشن‌ به‌ منظور ایجاد سرپناه‌ و مسکن‌ است‌. برای مثال در معماری‌ صخره‌ای‌ سنگ‌ طبیعی‌ کالبد اصلی‌ فضاهای‌ ایجاد شده‌ است‌ و سایر مصالح‌ نقش‌ کمتری‌ دارند و شکل‌ فضاها عکس‌العمل‌ طبیعی‌ عملکرد آنهاست‌ و تغییرات‌ ایجاد شده‌ توسط‌ انسان‌ برای‌ برآوردن‌ نیازهایش‌ می‌باشد. در معماری‌ صخره‌ای‌ جنبه‌های‌ دفاعی‌ مسکن‌ در برابر هجوم‌ انسان‌ها، حیوانات‌ وحوادث‌ طبیعی‌ بیش‌ از سایر عوامل‌موردنظراست. روستاي ميمند کرمان بي شك يكي از باستاني ترين سكونتگاه هاي بشر در جهان است. در این روستا با معماری بی نظیر آن که نشان دهنده دانش بومی مردمان نسل های گذشته ی این روستا می باشد که چگونه برای برخورداری از امکانات موجود در منطقه و با توجه به شرایط اقلیمی منطقه، روستاییان این معماری بی نظیر را ایجاد کرده اند. روستایی صخره‌ای و دست کند، با چند هزار سال قدمت که یادآور ایامی است که انسان ها خدایان خود را در بلندای کوه‌ها جستجو می‌کردند. به هر تقدیر چند هزار سال پیش از این، انسان هایی دل سنگ‌ها را شکافتند و یادگاری را به جا گذاشتند. میمند به دلیل استحکام دفاعی در طول تاریخ کمتر دستخوش تحولات کالبدی و اجتماعی شده‌است و بیشترین تغییر در آن مربوط به چند دهة اخیر می‌باشد. این تمدن در ابتدا برگرفته از آئین‌مهرپرستی و بعد از آن آئین‌زرتشت بوده‌است. این روستا دارای ساختار ویژه‌ای در معماری و احداث سكونت گاه‌های روستایی است و یك ناحیه تاریخی استقرار انسانی در نواحی مركزی ایران محسوب می‌شود. آن چه مورد اهمیت است و بی شک بر نحوه شناخت میمند اثر گذارده این است که مسکن از روی هم گذاردن سنگ و آجر و غیره پدید نمی آید، یعنی در فضای باز ساخته نمی‌شود، بلکه با از میان برداشتن انبوهی از خاک شکل می‌گیرد به همین دلیل برای اتاق، طاقچه در اندازه‌های مختلف کنده شده‌است که جای رختخواب، ظروف، صندوق، چراغ و ... است. ولی هیچ گونه نما و پنجره ای ندارد هر واحد مسکونی، "کیچه" نام دارد. هر کیچه شامل یک یا چند اتاق و اصطبل است. شکل و اندازه ی اتاق ها به لحاظ مهندسی، منظم نیست. جلو کیچه محوطه بازی است که به کیچه بعدی راه دارد. کیچه ها به شکل های مختلف مستقیم ،«L»شکل و«T»شکل دیده می شوند. سقف این ایوان ها که در بعضی کیچه ها نیمی از آنها را می پوشاند «سر صفه» نام دارد و با تیر های چوبی و شاخه های بیابانی درست می شود سپس با کاه گل کاملاً پوشیده می شود. به راهرو هایی که در دو طرف کیچه وجود دارد و مانع ورود آب به درون کیچه می شود «کاشکر» می گویند. کیچه ها در پنج طبقه و به شکل پلکانی و یک در میان روی هم قرار دارند.به نحوی که هیچ کدام از آنها با هم برخورد ندارند.تعداد کیچه‌ها در خود روستا ۴۰۶ عدد و تعداد اطاق‌ها ۲۵۶۰ عدد می‌باشد. این شکل معماری با توجه به شرایط سخت و درجه ی حرارت بالای این منطقه ی بیابانی مناسب است زیرا که درجه حرارت این اتاق‌ها حدود ۵ درجه متفاوت از بیرون است. در بهمن ماه در حالی که در بیرون حرارت ۱۰ درجه سانتیگراد بود، در درون ۱۵ درجه و در خرداد ماه  در حالی که بیرون ۲۴ درجه سانتیگراد بود در درون ۱۸ درجه سانتیگراد بود. در روستاي صخره اي ميمند بر خلاف همه سكونتگاه هاي شناخته شده شهري و روستائي كوچه يا معبري وجود ندارد. كوچه در فرهنگ ميمند صرفاً به مسيرهاي افقي كه در دل شيبدار تپه ها به عمق رفته و در انتها به منازل غار مانند مسكوني مي رسد اطلاق مي شود(قربانی،1389).

 

بحث و نتیجه گیری

بیابان نشینان در ارتباط مستقیم با اکوسیستم بیابان برای بهره برداری و چرای دام خود در طول زمان دانش اکولوژیکی را شکل داده اند و بر اساس این دانش دام را در مرتع مدیریت می کنند. از طرفی بر اساس نتایج ذکر شده فرهنگ دامداری و مرتعداری در بین افراد نهادینه شده است. این فرهنگ را نیز می توان در اصطلاحات مختلفی که در بین این افراد بوجود آمده است و نوعی دانش بومی به شمار می رود، مشاهده نمود.  در طی مسیر تکامل، روستاییان با فراز و نشیب های زندگی در طبیعت مواجه بودند. به خصوص در مناطق بیابانی به علت شرایط سخت اقلیم که  به دنبال حل این مشکلات مردم به دانش و تجربیاتی دست یافتند و آن را به آیندگان خود منتقل کردند تا آنها نیز با بهره گیری از این دانش بتوانند از طبیعت بهره جویند و در برخورد با مسائل طبیعی نا امید نشوند و این طبیعت زیبا و پر از برکت را رها نکنند، بلکه با کمک از علم گذشتگان و بهره جویی از تجربیات جدید خود به سمت بهره بری مناسب تر قدم بردارند. روستاییان با توجه به دانش گذشتگان می آموزند که بایستی برای حل مشکلات همانند گذشتگان دست یاریگری به سوی هم نزدیک کنند..لذا هرچه مشارکت روستاییان در تصمیم‌گیری‌ها بیشتر باشد،تعهد در به‌کار بستن آن تصمیم بیشتر خواهد بود(حيدري و همکاران، 1382)  و با مشارکت و بهره جویی از تجربیات گذشتگان زندگی را بر خود شیرین نمایند و این دانش اکولوژیکی سنتی را که در طول زندگی نسل ها بر اثر تجربه مورد پذیرش قرار گرفته است، راستای اهداف خویش قرار دهند.  در کنار بهره جویی از این دانش که در تمام ابعاد  روستا، اعم از مساکن روستایی، گله داری، گذران زندگی در میان تک تک افراد احساس می شود و سبب ایجاد شبکه های اجتماعی ناشی از روابط اجتماعی میان افراد روستا در حین بهره برداری از منابع موجود می شود. بایستی همانند گذشتگان همراه یکدیگر به سمت حل مشکلات حرکت نماییم و در این مناطق زیبا شاهد ایجاد شبکه های اجتماعی ناشی از روابط میان روستاییان در جنبه های مختلف زندگی باشیم  و خوشبختانه به دنبال گذر سال های بسیار هنوز می توان در این مناطق شکل زیبایی از یاریگری ها را به دنبال دانش بومی در میان روستاییان مشاهده نمود. همین طور خوشبختانه  مساکن این مناطق که بر اثر دانش بومی گذشتگان با توجه به تجربیات آنها در طی سالیان دراز ایجاد شده است هم چنان پایدار و استوار می باشد و چراغ زندگانی درآن ها روشن است. اما ذکر این مطلب بسیار  حائز اهمیت است که بایستی که کارشناسان و بهره برداران و مسئولان مربوطه و حتی خود روستاییان ساکن در این مناطق ارزش دانش بومی حاصل از تجربه ی نسل ها آزمون و خطای گذشتگان را بدانند و به سادگی  ارزش فرهنگی  این منطقه را  از بین نبرند و بیشتر در حفظ این پتانسیل فرهنگی و اجتماعی و روحیه ی مشارکت روستاییان  تلاش کنند و کارشناسان و بهره برداران نگاه یک سویه به روستاییان نداشته باشند. کارشناسان بایستی با توجه به علم و تخصصی را که به طور رسمی و بر اساس مطالعه ی سال های بسیار بدست آوده اند را با دانش بومی که حاصل تجربه ی نسل ها می باشد، درهم آمیزند تا در حین بهره بری سودمند از منابع موجود، این میراث ارجمند را به نسل ها ی آتی انتقال دهند.

به عنوان یک نتیجه گیری کلی می توان بیان نمود که جهت پایداری در محیط بایستی بین سه عنصر اصلی یعنی منابع طبیعی(اکوسیستم بیابان)، گروه های اجتماعی (بهره برداران) و فرهنگ (مرتبط با دام و بیابان) تعادل وجود داشته باشد. در صورتی که هر یک از این عناصر با چالش روبه رو شود، تعادل و پایداری در اکوسیستم با آشفتگی روبه رو خواهد شد. (Seeland, 1993).

 


فهرست ماخذ

  • پاپلی یزدی، لباف خانیکی،1379. مرتع،نظام های بهره برداری. فصلنامه تحقیقات جغرافیایی،56.
  • حيدري. ق، خليليان. ص ، ارزاني. ح. 1382. بررسي و تحليل مشكلات اقتصادي اجتماعي طرح ساماندهي خروج دام و تجميع جنگل نشينان در جنگل‏هاي شمال (مطالعه موردي در منطقه لفور سوادكوه). پژوهشنامه علوم كشاورزي و منابع طبيعي خزر، (4)1. 36-27.
  • فرهادي ، مرتضي، 1388، انسان شناسي ياريگري، انتشارات ثالث، 631 صفحه.
  • فرهادی، م،1385. فرهنگ یاریگری در ایران . انتشارات نشر دانشگاهی.
  • قربانی ، مهدی،1389، جزوه ی درسی جامعه شناسی روستایی، دانشکده منابع طبیعی دانشگاه تهران .
  • Bharara, L.P. Man in the desert. Jodhpur: Scientific publishers, p 394.
  • Seeland, K. 1993. Environment and Social Erosion in Rural Communities of South Asia. In: Werner, W.L. (ed.), Aspects of Ecological Problems and Environmental Awareness in South Asia. New Delhi: Manohar Publ., pp. 21-39.

 


 

 

Indigenous knowledge of desert dwellers, maintain the highest potential

Abstract:

Rural areas that have local knowledge of the relationships between rural communities and natural resources are causing the culture and social values ​​are among the villagers. According to this ancient heritage planning and the necessary action should be Bread. This issue is caused between the villagers and the interest of preserving this heritage for future generations to leave the capital, is divine. The value of indigenous knowledge can be feels with desert dwellers. In planning for that helpful when planning to keep pace with people's participation and concludes that both sides with nature and with regard to indigenous knowledge with modern knowledge should be considered.

Keywords: Indigenous knowledge, desert, participation, resources users, culture

 

آخرین ویرایش در یکشنبه, 26 مهر 1394 ساعت 07:08

ارتباط با ما

آدرس

ایران - تهران - دانشگاه علم و صنعت - دفتر مرکز پژوهش و فناوری علم و توسعه.

تلفن و فکس

77240664 - 021

021 - 77240667

ایمیل

این آدرس ایمیل توسط spambots حفاظت می شود. برای دیدن شما نیاز به جاوا اسکریپت دارید