15 مرداد 1394 منتشرشده در مقالات نوشته شده توسط 

حفاظت حوزه آبخیز با توسعه آن

این مورد را ارزیابی کنید
(0 رای‌ها)

چكيده

امروزه در كشورهاي در حال توسعه، از جمله ايران به طور عميقي بر مفاهيم و اصول آبخيزداري با نگرش پايداري اقتصادي- اجتماعي تأكيد مي شود.  کارشناسان برآنند تا با بررسي چالش هاي مهم آبخيزداري يك برنامه ملي و كلان در مديريت آبخيزها ارائه نمايند. آبخيزداري به عنوان نوعي مديريت علمي، ضمن توجه به مسايل اقتصادي  اجتماعي، حفظ منابع آب و خاك در حوزه هاي آبخيزداري، از علوم و تجربيات مختلف بهره گيري مي كند، بدون آن كه نقش مردم از نظر دور بماند. در اين جا برنامه هاي حفاظت خاك و آبخيزداري همسو با توسعه پايدار و با اعمال مديريت مسئولانه بر منابع، علاوه بر نيازهاي امروز به منافع آينده نيز توجه دارد كه در اين راستا استفاده از دانش واطلاعات فراهم آمده از طريق پژوهش هاي علمي و تلفيق آنها با علوم طبيعي، آموزش، فرهنگ، ارتباطات و علوم اجتماعي ازاهميت و حساسيت ويژه اي برخوردار است.

پراکندگی و چندگونگی نهادها و دستگاههای برنامه ریز و تصمیم گیرنده و نبود گونه ای ساز و کار اجتماعی فعال بر ای انتقال داده های مدیریتی به پیکرۀ جامعه بهره بردار و برعکس، دشواری بزرگی است که واپسروی حوزه های آبخیز و مهاجرت پردامنه باشندگان روستایی به ویژه نسل های جوان تر، از پیامدهای ناگوار آن بوده است . از این رو یافتن ساز و کاری که به طور همزمان رویکرد بازسازی نهاد قدرت و رویکرد سازماندهی جوامع بهره بردار از آبخیزها را برپایه ویژگی های امروزی در پی داشته باشد، ضروری می باشد. روش تحقیق بکار رفته در این مطالعه روش توصیفی و تحلیلی مبتنی بر اسناد و مدارک کتابخانه ای می باشد. 

 مقدمه

افزايش جمعيت در بسياري از مناطق باعث بروز مشكلات بسياري شده است؛ بطوريكه تخريب منابع طبيعي يكي از معضلات قرن بيست و يكم به شمار مي رود (3). آبخيزداري به مجموعه اقدامات مكانيكي، بيولوژيكي و مديريتي كه در يك حوزه آبخيز به منظور ارتقاء وضعيت اقتصادي و اجتماعي ساكنين حوزه و با توجه به بهره برداري پايدار از منابع آن صورت مي گيرد، اطلاق شده و بدون شك آبخيزداري يكي از فعاليت هاي عمده و زيربنايي مي باشد كه به مديريت جامع منابع در ايران  آب و خاك و پوشش گياهي، بهره برداري بهينه از اين منابع و حفظ سرمايه اصلي مي پردازد (13).

   براي جلوگيري از تخريب خاك و كاهش شدت آن و ممانعت از هدر رفتن آب اقدامات حفاظت آب و خاك از سال 1327 آغاز شده و تاكنون ادامه دارد (1).

   طي دهه هاي گذشته به دليل عدم توجه كافي به حفاظت از منابع طبيعي خسارات فراواني ناشي از روز سيلاب هاي مهيب، فرسايش شديد خاك و تبديل زمين ها به بيابان هاي خشك و شن زارهاي روان بوجود آمده است كه همگي عمق فاجعه را بيش از پيش نشان مي دهد (7).

   بلاياي طبيعي تكرار شونده، ازعوامل عمده آسيب پذيري جوامع محلي و خسارات به توليدكنندگان محصولات روستايي هستند. اين پديده ها منجر به مختل شدن طرح ها و برنامه ريزي هاي توسعه روستايي شده و ساكنين كانون هاي زيست روستايي را به سوي فقر و بيچارگي سوق مي دهند؛ روند طبيعي زندگي قطع مي شود و مشكلاتي علاوه بر مرگ و مير، به صورت مشقت و بيماري بروز مي كند، همچنين نيازهاي مردمي همچون سرپناه، غذا، پوشاك و كمكهاي پزشكي و درماني افزايش مي يابد (11).

   در كشور ايران تنوع آب و هوايي و شرايط خاص جغرافيايي، زمينه هاي پيدايش و شكل گيري انواع بلاياي طبيعي را فراهم ساخته است. قرار گرفتن شهرها و روستاهاي ايران در مناطق كوهپايه اي، از ميان رفتن پوشش گياهي، رعايت نكردن حريم امنيتي رودخانه هايي كه غالباً از ميان و يا كناره شهرها مي گذرند، ساخت و سازهاي بي رويه در مسير رودخانه ها، به زير كشت بردن اراضي كنار رودخانه ها و ساير عوامل مشابه، از دلايل اصلي وقوع جريانهاي سيلاب به عنوان يكي از بلاياي طبيعي مي باشد. ميزان خسارت هاي مالي ناشي از بلاياي طبيعي در ايران به طور متوسط هرسال و در سا لهاي عادي حدود1100ميليارد ريال مي باشد و بر اساس آمارهاي رسمي گزارش شده، از 40 بلاي طبيعي شناخته شده، 31 مورد آن در ايران اتفاق افتاده است (همان). كشور ما در سال 1369 به ازاي هر نفر بيش از 2000 متر مكعب در سال، آب تجديد شونده داشت و فارغ از شرايط بحران آب مي بود، ولي انتظار مي رود تا 20 سال آينده نه تنها مرحله تنش و فشار ناشي از كمبود آب را تجربه نمايد بلكه با كاهش سرانه آب به حدود 800 مترمكعب وارد بحران كم آبي شود و در جرگه كشورهايي درآيد كه با مسايل سال بزرگ ناشي از كمبود آب درست به گريبان اند.كانون توجه در برنامه هاي مديريت علمي آبخيزداري، ضمن توجه به مسائل اقتصادي اجتماعي ، حفظ منابع آب و خاك و زيست محيطي در حوزه هاي آبخيز است، با بهره گيري از مجموعه گسترده علم و تجربه و در يافتن راه هاي پيشگيري و يا رويارويي، بدون آنكه نقش مردم از نظر دور بماند. به ديگر سخن برنامه هاي حفاظت خاك و آبخيزداري، هم سو با توسعه پايدار و با اعمال مديريت مسئولانه بر منابع، افزون بر نيازهاي امروز، به منابع فردايمان نيزتوجه دارد. در اين مهم دانش و اطلاعات فراهم آمده از طريق پژوهش هاي علمي با توجه به پيوند ميان علوم طبيعي،آموزش، فرهنگ، ارتباطات و علوم اجتماعي، از اهميت و حساسيت ويژه برخوردار است (4).

   بنابراين امروزه با قرار گرفتن فعاليت هاي آبخيزداري در بطن اقدامات منابع طبيعي، به نظر مي رسد لازم است متخصصان و طراحان سياست هاي كلان ملي در بخش كشاورزي به طور عميقي بر مفاهيم و اصول آبخيزداري و نگرش آن بر توسعه پايدار و اقتصادي  اجتماعي توجه نموده و با بررسي چالش هاي مهم آبخيزداري ايران راه را براي يك برنامه ملي و كلان در مديريت آبخيزها هموار نمايد. بررسي منابع علمي نشان مي دهد كه از سه دهه قبل اصطلاح مديريت جامع آبخيز با نگرش بر انسان و محيط زيست در قالب طرح هاي آبخيزداري سعي دارد تا بر محور قرار دادن انسان در جهت تحول اساسي در اقدامات و برنامه هاي خود گام بردارند. با گذر مفهوم آبخيزداري از كشورهاي اروپايي به امريكا و سپس به كشورهاي در حال توسعه، يك هدف يعني كنترل سيل هميشه مدنظر تمامي ملل در برنامه هاي آبخيزداري قرار داشته است. گرچه كشوهاي درحال توسعه از جمله ايران در سال هاي قبل از دهه 70 ميلادي بيشتر به اقدامات حفاظت خاك و كنترل فرسايش توجه داشته اند ولي اكنون با تحول بر نگرش خود سعي دارند تمامي جنبه هاي موثر بر توسعه پايدار را مدنظر قرار دهند (6).

مفاهيم و اصول آبخيزداري با نگرش به پايداري اقتصادي  اجتماعي

منابع طبيعي به مجموعه مواهب و ثرو تهاي خدادادي اطلاق مي شود كه به رايگان در اختيار بشر قرار گرفته است. افزايش سطح دانش بشري و در راستاي آن افزايش جمعيت در كنار مسائل سياسي موجب شد تا دولت ها در جهت دستيابي به منابع و افزايش درآمد ملي به بهره برداري از منابع طبيعي روي آورند. اين بهره برداري كه در بسياري مواقع بدون در نظر داشتن جنبه هاي اكولوژيكي صورت گرفته است نتيجه اي جز تخريب عرصه هاي منابع طبيعي را در پي نداشته است. دانش آبخيزداري در طول نيم قرن اخير توانسته است به تدريج جايگاه واقعي خويش را در حفظ پايداري سرزمين ها در جهان بيابد.

   رشد و توسعه اي كه در علوم بوم شناختي در آخرين سال هاي قرن بيستم اتفاق افتاده است، سبب شده است تا راه را براي رشد و توسعه علوم و دانش نوين در اين حوزه هموار سازد. آبخيزداري يا علم مطالعه و مديريت آبخيزها عبارت از مجموعه مطالعاتي است كه براي اداره يك حوزه آبخيز انجام مي شود. تعريف ديگر از آبخيزداري "طراحي و مديريت حوزه به منظور حفاظت و استفاده صحيح و پايدار از منابع طبيعي با توجه ويژه به منابع آب و خاك" است(12)

   به عبارتي آبخيزداري موجب بهره برداري صحيح و منطقي از اراضي مي شود بنابراين محصولات زراعي و دامي در سايه خاك و آب حفاظت شده، بصورت مستمر و پايدار توليد مي شوند. بطوريكه منابع خاك و آب براي نسل هاي آينده بخوبي باقي مي مانند و اين توليدات پايدار، در طي گذشت زمان نقصاني بر آنها حادث نمي شوند. آبخيزداري از طريق حفاظت از منابع خاك و آب، مديريت صحيح منابع و برنامه ريزي پايدار استفاده از اراضي، باعث توليدات مستمر و ايجاد درآمد براي ساكنين حوزه ها، اشتغال زايي، ارزآوري، اقتصاد پايدار و امنيت فرهنگي و اجتماعي و سياسي كشور مي گردد. آبخيزداري به تعبيري ديگر به مديريت يك حوزه آبخيز نيزگويند و يك حوزه آبخيز واحد ساختماني طبيعي است كه در آن زندگي مي كنيم.

   در اين واحد ساختماني طبيعت يا حوزه آبخيز، وجود يك سياست گذاري درست با اهداف بلندمدت و ميان مدت و كوتاه و روشن و شفاف امري بديهي است كه اهداف زير را دنبال مي كند:

  1. تامين آب شرب و آب زراعي؛
  2. جلوگيري از بروز فرسايش و سيل؛
  3. كاهش ميزان رسوب؛
  4. افزايش سطح سفره هاي آب زيرزميني؛
  5. جلوگيري از تخريب پوشش گياهي ؛
  6. كنترل و بهينه سازي رودخانه ها و مخازن سدها
  7. ايجاد شرايط مناسب براي زندگي حيات وحش و تفرجگاهها (9)

   آبخيزداري با مديريت حوزه آبخيز بايد براي ساكنين آن، خودكفايي، توسعه پايدار، توليد مستمر، شغل، درآمد، ثبات اجتماعي، امنيت سياسي و اقتصادي به بار آورد. اساسي ترين هدف آبخيزداري، اعمال مديريت جامع، هماهنگ و يكپارچه بر كليه منابع آبخيز، براي بهره وري متناسب و منطقي از منابع طبيعي، كشاورزي و انساني سرزمين است بدان گونه كه ميزان هدر رفت آب و فرسايش خاك به حداقل ممكن، تقليل يابد.

  1. قانونمند كردن و نظام دادن به انواع بهره برداري هاي منابع در آبخيز
  2. هماهنگي و يكپارچگي برنامه اي كليه پروژه ها و فعاليت هاي عمراني  اقتصادي حوز ه هاي آبخيز
  3. اصلاح نظام فعلي كاربري اراضي در آبخيزها
  4. واگذاري عمده برنامه ريزي و اجراي طرح هاي حفاظت خاك و آب به ساكنين آبخيزها و ساير بهره برداران از منابع

آبخيز(8)

مأموريت آبخيزداري در رويكرد برنامه ريزي بخشي را فقط بايد معطوف و محدود به اقدامات تخصصي زير دانست:

  • حفاظت منابع آب و خاك درحوضه آبخيز سدها (سدسازي يك زيربخش از بخش آب محسوب مي شود)؛
  • حفاظت از حوضه آبخيز رودخانه ها در مقابل بهره برداري مستقيم دام و تخريب محيط توسط زيربخش هاي ديگر بخش كشاورزي و آماده سازي اراضي براي بهره برداري گسترده تر (2)

در مجموع مي توان گفت آبخيزداري را در طي عبارات زير تعريف كرد.

  • آبخيزداري يعني تغذيه سفره آب هاي زيرزميني و افزايش توليد محصول
  • آبخيزداري بهره گيري از مجموعه گسترده دانش و تجربه است در يافتن راه هاي پيشگيري و رويارويي با فرسايش

 خاك و سيلاب هاي مخرب

  • آبخيزداري يعني حفظ و احياء آبخيزهاي بحراني
  • آبخيزداري يعني بهره برداري كامل از سرمايه گذاري هاي هنگفت مالي در منابع اقتصادي كشور
  • آبخيزداري يعني بهره برداري مناسب و درست از منابع طبيعي و كشاورزي حوزه هاي آبخيز
  • آبخيزداري يعني تقويت پوشش گياهي و كاهش زيا نهاي سيل هاي ويرانگر
  • آبخيزداري يعني تغذيه سفره آب هاي زيرزميني و افزايش توليد محصول (همان).

فرآیند توسعه آبخیز همسو با فرآیند توسعه روستایی

عامل انسانی نقطه ای است که تلاش های آبخیزداری و تلاش های روستاداری در آن به یکدیگر می رسند . شکست یا پیروزی در این دو زمینه بستگی به رفتارها و کردارهای عامل انسانی درخصوص کارکردهای آبخیزداری و یا روستاداری دارد . به راستی ، همه فرآیند توسعه در روستا و یا حوزه آبخیز وابسته به واکنشی است که انسان های بهره گیرنده از منابع طبیعی به این فرآیندها از خود نشان می دهند.

چگونه می توان این واکنش ها را پیش بینی کرد و آنها را همسو با فرآیندهای توسعه پایش کرد و سامان داد؟

   چگونه می توان رفتارهای تکروانه و خود محور را به رفتارهای جمعی و هم کنش دگرمند کرد؟ چگونه می توان تصمیم ها و بینش های فردی را به بینش ها و خرد جمعی دگرگون ساخت؟ .هرگاه بدانیم و بپذیریم که رفتارهای افراط گونه و پیش بینی ناپذیر کنونی ، پی آمد از هم پاشی ساخت قدرت و سازمان روستا و یا بهره برداران در یک حوزه آبخیز بوده است . پس سازمان یابی دوباره روستائیان و یا بهره برداران از حوزه آبخیز برپایه ویژگی های امروزی جامعه روستایی و یا باشندگان زیست بوم ها، می تواند روشی درست برای رویارویی با رویکردهای منفی رفتارها و کنش های بهره برداران از منابع یک حوزه آبخیز باشد.

   اما سازمان دهی باشندگان یک حوزه آبخیز در هر قالب و شکل و انجمنی باشد ، بی مشارکت بهره برداران در فرآیندهای تصمیم گیری، اجرا، ارزشیابی و بهره مندی از منافع طرح در برنامه های توسعه آبخیزها و یا روستاها، کاری بی سرانجام خواهد بود . شکل گیری و پس از آن فروپاشی انواع شرکت های تعاونی و یا انجمن های روستایی و دامدارای پس از برنامه اصلاحات ار ضی تاکنون به خوبی گویای این ویژگی است . در واقع هر گونه رویکرد در توسعه حوزه های آ بخیز و یا روستاها و کانون های عشایری ، بی در نظر داشت بهره گیران از منابع آب و خاک و گیاه بی اثر و ناپایدار است.

   اما می دانیم که مشارکت توده آبخیزنشینان نیازمند نهاد و ساخت قدرت همه پذیر و پایا برای جمع آوری و گردآوری بهره برداران در زیر پرچم توسعه می باشد.  با از هم پاشی ساخت قدرت پس از برنامه اصلاحات اراضی،سازمان ها و نهادهای گوناگون دولتی ، گروهها یا افراد پراکنده صاحب نفوذ درون روستایی و برون روستایی جایگزین قدرت ما لکین و اربابان شدند . این نهادها و گروههای پراکنده قدرت، هیچگاه جای خالی قدرت متمرکز وتمام کننده ارباب یا خان را پر نکردند . بلکه می توان گفت در بسیاری زمان ها با تصمیم ها و یا برنامه های نامنطبق ، چالشی بر چالش های روستا افزودند . از این رو به نظر می رسد که سازمان یا نهادی که دربردارنده مجموع گروهها، افراد و نهادهای پراکنده قدرت در جامعه کنونی روستایی و عشایری باشد ، می تواند گزینه ای کارگشا برای ساخت گمشده قدرت در ساختار اجتماعی - سیاسی کنونی حوزه های آبخیز باشد . این نهاد یا سازمان به طور کلی می تواند دربردارنده سه گروه یا لایه اجتماعی زیر باشد:

  1. گروه روشن گران یا ترویج گران روستایی (فرهنگ سازان) : این گروه افزون بر انتقال مهارت های اساسی، فنی و مدیریتی ، مهارت های تشکیلاتی و رهبری را نیز به توده آبخیزنشینان انتقال و آموزش می دهند.

2. گروه افراد صاحب نفوذ و تاثیر گذار روستایی : گروه پیشروان روستائی که با انتخاب و تمایل مردم از درون تشکلهای خاص درون روستائی بالا می آیند ، و از قدرت رهبری و راهبری در جامعه آبخیزنشینان برخوردارند.

  1. نهاد دولت (ساخت سیاسی و متخصصان رهیافت های آبخیزداری و توسعه روستا: این گروه جمع کننده و اجرا کننده رویکردهایی است که در این ساختار سه قطبی تصویب و دنبال می شود . این ر ویکردها فرآیند توسعه مشارکت جویانه، در چارچوب توسعه همگام روستا و حوزه آبخیز را رهبری می کند . می توان گفت با پدید آمدن نهادی که قدرت سیاسی - اجرایی و تمام کننده داشته باشد، راه برای در پیش گرفتن رهیافت سازمان دهی و مشارکت آبخیزنشینان در فرآیند توسعه هموار می گردد(10).

نمودار یکپارچگی نهاد قدرت در فرآیند توسعه

نتيجه گيري

با توجه به افزايش جمعيت و فشار فزاينده بر منابع آب، خاك و محيط زيست، گسترش بيش از حد نقش دولت در روستاها و كاهش تمايل روستائيان به مشاركت در امور مربوط به خود، لزوم بازنگري در مديريت توسعه روستايي بيش از هر زمان ديگرمطرح گرديده است. استراتژي علم آبخيزداري بر سه محور ترميم و بازسازي، حفاظت و پيشگيري و توسعه و بهره برداري پايدار استوار بوده و با انجام پروژه ها و طراح هاي مختلف و با اقدامات مديريتي و اجرايي در كاهش رسوبات وارده به مخزن سدهاي كشور، كاهش خطرات و بلاياي طبيعي همچون سيل و خشكسالي، زير بناي اقدامات بخش هاي مهم عمراني،اقتصادي، كشاورزي و .... محسوب مي گردد. در مورد نقش منابع طبيعي تجديد شونده (جنگل و مرتع) در تداوم زندگي روي كره زمين ترديدي وجود ندارد. اين منابع در توسعه اقتصادي هم به عنوان نهاده و هم به عنوان ستاده مطرح مي باشند. منابع آب و خاك به عنوان نهاده بستر توسعه بخش كشاورزي هستند كه بدون آنها توسعه قابل حصول نخواهد بود. طي ساليان اخير اين منابع مورد هجوم بي رويه بهره برداران قرار گرفته و باعث شده كه قسمت زيادي از اين منابع تخريب گردند. درطول برنامه اول و دوم توسعه اقتصادي كشور دولت سعي كرده با سرمايه گذاري در اصلاح و احياي اين گونه منابع در كناربهره برداري نسل حاضر از روند رو به تخريب و ناپايدار اين منابع جلوگيري نمايد.

  جهت حفظ و احياء آبخيزها در ايرا ن، بايد تشكل هاي مشاركتي عشايري و روستايي براي ساكنين آبخيزها پيشنهاد شود و در راستاي رهيافت مشاركتي نيروي عظيم آنان در حفظ و احياء آبخيزها به كار گرفته شود.

  

منابع

  1. احمدي، حسن، 1378 . ژئومورفولوژي كاربردي، انتشارات دانشگاه تهران، دوره دوم، جلد اول، صص 10-1.
  2. درويش، محمد. 1386 . بيابان زدايي سومين چالش بشر در هزاره سوم. قابل دسترس در:

http://www.partosokhan.ir/parto/page.asp?Number=375&Category=390

  1. رفاهي، ح. ق. 1378 . فرسايش آبي و كنترل آن، انتشارات دانشگاه تهران، دوره دوم، ص
  2. شفقتي، مهدي و نادر صنوبر. 1385 . طرح آبخيزداري شهري راهكاري مناسب از سيل گيري شهرها. سازمان جنگلها،
  3. مراتع و آبخيزداري كشور معاونت آبخيزداري  اداره كل اموراجرايي آبخيزها. قابل دسترس در: http://www.civilica.ir/
  4. كاظمي، وحيد. 1385 . مهندسي آبخيزداري. مقالات وتحقيقات در زمينه هاي مهندسي آب - آبخيزداري- كشاورزي ومنابع طبيعي. قابل دسترس در: http://www.vahidvaka.blogfa.com/8603.aspx
  5. محبوبي، اميرحسين و سيد مهدي ميردامادي. 1380 . بررسي نيازهاي آموزشي ترويجي مجريان طرح هاي مرتعداري در شهرستان دماوند. مجله علمي پژوهشي علوم كشاورزي. صص  17-32.
  6. مرتع و آبخيزداري در ايران. 1383 . قابل دسترس در: http://www.persianblog.ir/
  7. منابع طبيعي ايران در يك نگاه. 1385 . قابل دسترس در: http://217.219.104.230/new_page_1.htm
  8. مهرجو، مسعود؛ امید رضا بخشی پور و مازیار شمسایی.1386. توسعه حوزه آبخیز همگام با توسعه روستایی،چهارمین همایش ملی علوم و مهندسی آبخیزداری با محوریت مدیریت حوزه آبخیز،دانشکده منابع طبیعی دانشگاه تهران، ایران.
  9. نوروزي، محرم و ناهيد نقي زاده. 1385 . طرح بررسي اجتماعي سيل و واريز ههاي آن در مناطق سيل زده استان گلستان.20ص. مجله اينترنتي فصل نو. سال دوم. ش
  10. ويكي پديا، 1386 . آبخيزداري، دانشنامه آزاد. قابل دسترس در http://fa.wikipedia.org/w/index.php?title=edit&section=2
  11. Radwan, A., 1999., Flood analysis and mitigation for an area in Jordan, Journal of Water Resources and management, 125 (3):170-177.

 

 

 

 

آخرین ویرایش در پنج شنبه, 15 مرداد 1394 ساعت 08:38

ارتباط با ما

آدرس

ایران - تهران - دانشگاه علم و صنعت - دفتر مرکز پژوهش و فناوری علم و توسعه.

تلفن و فکس

77240664 - 021

021 - 77240667

ایمیل

این آدرس ایمیل توسط spambots حفاظت می شود. برای دیدن شما نیاز به جاوا اسکریپت دارید